ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )
199
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )
جوانان سپاهى به انبار شرابهاى رومى و گوشت دست برد زدند و خود را به آنجا رساندند و از گوشتهاى موجود آنجا كباب درست كرده با نان خوردند و روى غذا شراب نوشيدند ، سپس در آخر روز به محل خود برگشتيم . ابو اسحق از او ( جبرائيل ) پرسيد : آيا از اوضاع ظاهرى خانهء جالينوس ممكن بود مستفاد شود كه او از اشراف و بزرگان بوده است يا نه ؟ جواب داد : دلائل بسيارى از وضع منزل جالينوس بدست آمد كه او از بزرگان و اشراف بوده است . در آن منزل اطاقهاى متعدد شرقى و غربى و جنوبى ديده مىشد . حتى يك اطاق خرابه در آن خانه نديدم . فلاسفهء روم همه داراى چنان خانههائى بودند ، چنان كه بزرگان ايران هم چنان منازلى داشتند و من بنظرم مىرسد ، خود نيز بايد آنطور باشم و همان گونه رفتار كنم ، زيرا هر اطاقى كه خورشيد در آن نتابد ، محل بسيار بدى خواهد بود كه بيمارىزا مىشود . بههرحال جالينوس با تمام دانش و حكمتى كه داشت ، خادم پادشاهان روم بود . پادشاهان روم در تمام كارهاى خود ميانهرو و مقتصد بودند و اگر خانهى جالينوس را با خانههاى مردم روم مقايسه نمائيم ، مىبينيم منزلى بسيار بزرگ و با اطاقهاى متعدد بود . گرچه من آن را خرابه ديدم ، با اين حال اطاقهاى مسقفى نيز داشت كه همهء آنها را دليل بر آن دانستم كه جالينوس مردى بزرگوار و مورد احترام مردم بوده است . ابو اسحق در اين موقع سكوت كرد و چيزى نگفت ولى من به او گفتم : اى ابو عيسى آنطور كه گفتى پادشاهان روم مردمان مقتصدى بودند و ميانهروى آنها تنها در مورد بذل و بخششهاى خود نبود ، بلكه در مورد خودشان هم باقتصاد رفتار مىكردند ، در اين صورت بايد اين خصيصه در خادم و مخدوم يكسان جارى باشد . لذا اگر به محل كاخ پادشاه روم و به خانه جالينوس بنگرى و بعدا بكاخ امير المؤمنين و به منزل خودت هم نظر افكنى ، با توصيفى كه كردى ، نسبت منزل جالينوس به منزل